ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
531
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
اصيلتر از همه در زمينهء جغرافيايى اقليمى يك دمشقى به نام محمّد بن على بن طولون ( متوفّى به سال 1546 / 953 ه . ) بود 13 كه ريشه از طولونيان و خاندان خمارويه داشت . 14 وى دمشقى تبار بود ولى مادرش رومىزاده بود و به زبان اصلى خود نيك سخن مىگفت . 15 بجز سالهاى تحصيل كه در قاهره گذرانيد ، تمام زندگى او به دمشق گذشت . نمىتوان وى را به گروه جغرافى شناسان پيوست ، زيرا مورّخ همهء رشتههاى علوم بود و مؤلّفات وى استادش سيوطى را به ياد مىآورد . 16 شمردن مؤلّفاتش آسان نيست ، زيرا فهرست آنها ، كه خود همراه سرگذشت خويش نوشته ، بيست و دو صفحه به خطّ ريز است كه شامل هفتصد و بيست عنوان مىشود . 17 ابن طولون در بيشتر موضوعات مختلف چيز نوشته و چون در صالحيه ، در حومهء دمشق ، نحو و حديث و فقه تعليم مىداد ، بىگفت و گو اين موضوعات بيشتر مورد توجّه او بود ، ولى قلمرو علاقهء وى خيلى گستردهتر از اين بود ، زيرا يكى از نسخههاى رسالة الملائكه معرّى به خطّ وى به جا مانده است . 18 ابن طولون به تاريخ علاقهء خاص داشت و كتابى در گزارش احوال جدّ اعلاى خود ، احمد بن طولون ، نوشت . 19 به بركت مؤلّفات تاريخى او در سالهاى اخير نام وى به محافل علمى راه يافت . يادداشتهاى روزانه ، كه به خطّ خود او بهجاست ، شامل حوادث دمشق در اثناى حملهء سلطان سليم عثمانى است . بار تولد نخستين كسى بود كه نظرها را متوجّه اين منبع گرانقدر كرد ولى آن موقع مؤلّف ناشناخته بود و توفيق شناسايى او نصيب هارتمان شد كه قسمت باقيماندهء اين كتاب را به چاپ رسانيد . 20 پس از آن يانسكى ، كارشناس دوران فتح مصر به دست عثمانيان ، پارهاى از مسائل مربوط به مؤلّفات تاريخى آن دوران را روشن كرد و اهميت كتاب را نسبت به حوادث آن وانمود . 21 ابن طولون در مورد جغرافيا نيز ، كه چون تاريخ مورد علاقهء او بود ، تا حدّى اصالت نشان داد . وى شاگرد نعيمى بود 22 و سرگذشت و فهرست مؤلّفات و مشايخ خود را به دستور او نوشت . 23 نيز در نتيجهء رابطه با نعيمى بود كه كتاب او را تهذيب كرد و چيزهايى بر آن افزود . 24 وى دربارهء مساجد 25 و مدارس دمشق 26 و مراكز تعليم قرآن 27 و حديث 28 آنجا مؤلّفات خاص دارد . و ظاهرا كتاب بهجة الأنام فى فضل دمشق الشام 29 و نيز نزهة الأفكار فيما قيل فى دمشق من الأشعار 30 تأليف وى كه هر دو را فقط به نام مىشناسيم از همين باب است ، و به احتمال قوى ، مانند رسائل سيوطى در همين زمينه ، به ادب بيشتر از جغرافيا ارتباط دارد . ابن طولون به رسائل كوتاه دربارهء موضوعات جغرافيايى معيّن و گاه مكانهاى قابل ذكر دمشق ، علاقهء خاص داشت . اين رسائل را از فهرست كتابهاى وى مىشناسيم . بعضى از آنها نيز در سالهاى اخير در دمشق منتشر شده است . رسائل مذكور بسيار است با مضامين متنوّع كه بعضا از جاهاى خاصّ شهر ،